
یک شب از عمر صفحاتی خواندم ،
چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم
همه ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود ،
همه تکرار تمنای تو بود....
|
یک شب از عمر صفحاتی خواندم ، چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم همه ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود ، همه تکرار تمنای تو بود....
+ نوشته شده توسط ليلا در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت
|
بیا تمام پاییز را قدم بزنیم تو را از شاخه قلبش
+ نوشته شده توسط ليلا در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت
|
ماهی است که از سوی خدا در آن ماه به میهمانی خدا خوانده شدهاید و از خاندان بزرگواری خداگردیدهاید. نفسهای شما در این ماه به مثابه تسبیح اوست و خواب شما در این ماه بندگی خداست، کردار شما در این ماه پذیرفته است، و دعا و نیایش شما دراین ماه بیپاسخ نخواهد بود، پس بخواهید از خدای بزرگ، همو که پروردگار شماست به نهادهای راستین و دلهای پاک، تا او شما را به سعادت روزهداری و تلاوت قرآن بیاراید. پس بدبخت کسی است که از آمرزش الهی در این ماه بزرگ محروم گردد . و چون در این ماه به سبب روزهداری گرسنه و تشنه گشتید به یاد گرسنگی و تشنگی روز قیامت افتید، به نیازمندان صدقه دهید و بیچارگان را دست گیرید و به بزرگانتان احترام کنید و به کوچکترانتان مهر ورزید و بستگانتان را بزرگ داشته و به دیدار آنان بشتابید . زبانهایتان را از دورغ، بهتان، غیبت و سخنان ناروا نگاه دارید و چشمانتان را از آنچه روا نیست فرو بندید و گوشهایتان را از آنچه شنیدن آن ناپسند است برگیرید. بر یتیمان مردم مهر ورزید تا به یتیمانتان مهر ورزند و از گناهانتان به سوی خدا باز گردید. دستهایتان را هنگام نماز به نیایش بلند دارید، پس به درستی که آن هنگام برترین لحظههاست و در آن هنگام است که خدای بزرگ و شکوهمند، نگاه رحمت و مهربانی به سوی بندگان بیفکند . و چون با او نجوا کنند پاسخشان گوید و تا او را خوانند به آنان لبیک گفته و چون از او خواهند به آنان ببخشاید و استجابت نماید آنان را هنگام نیایش . ای مردم؛ جانهای شما در گرو کردار شماست، پس جانهای خویش را آزاد سازید به بخششخواهی از خدای بزرگ. + نوشته شده توسط ليلا در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت
|
پدرم دیده به سویت نگران است هنوز
غم نادیدن تو بار گران است هنوز
آنقدر مهر و وفا بر دگران کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز
+ نوشته شده توسط ليلا در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت
|
|
|