من ستاره پردازم...
" من ستاره پردازم"...

من در دنیایی مملو از حرفه های گوناگون ، حرفه ای شگرف و بالنده دارم .
می پرسید حرفه من چیست ؟
" من ستاره پردازم".
حرفه من خیلی مهم است ، اگر بخواهید بدانید چقدر مهم است ، کافی است شب هنگام به ستارگانی که می درخشند و چشمک می زنند نگاه کنید . ستارگان چشمک زن من در آسمان مدرسه چشمک می زنند . وظیفه من این است آنها را به کلاس بیاورم ، صیقل بزنم ، پرداخت کنم ، رنگ طلائی بزنم . رهایشان سازم تا جای خود را در آسمان زندگی پیدا کنند .مثل ستارگان آسمان درخشانی که هر یک در جای خود قرار گرفته اند . ستاره های ریز و درشت با چهره های گوناگون به کلاس من می آیند . بعضی از آنها آماده جلا گرفتن هستند ، اما بعضی کدر و بی رنگند ، برخی دلنواز و دل آرامند ، بعضی مهربان و دلپذیر ، برخی حساس و شکننده اند و عده کمی تیغ دار و آزار دهنده هستند .
همانطور که ستارگانم را جلا می دهم ، همانطور که به آنها یاد می دهم و به هر کدام رنگ طلائی می زنم می گویم :
" دنیا بدون شما هیچ معنایی ندارد "
به آنها می گویم :
" شما می توانید درخشنده ترین ستاره ها باشید . می توانید نورانی ترین ستاره آسمان زندگی باشید "
به آنها می گویم :
"دنیا جای خوبی برای زیستن است چون شما در آن هستید."

هر
شب وقتی به آسمان نگاه می کنم ، شغل خود را به یاد می آورم ؛ به یاد می آورم که
فردا صبح باید برای جلا دادن ستارگان کوچک کلاسم آماده باشم.
آری حرفه من این است که ستاره ها را صیقل دهم ، پرداخت کنم ، جلا بدهم و به آسمان زندگی بفرستم.
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت توسط لیـــلی امیــنی
|